تبليغاتX
روزنوشت های یک مادر روانشناس کودک
 َشخصيت
  

ادامه از مبحث شخصيت كه پيشتر به آن اشاره شده بود:

( Cluster B ( H ,B ,N ,D :

بي ثبات ،هيجاني ،گرم ، پرشور ، احساساتي ، عاشق پيشه ، ماجراجو .

بي اغراق مي اتوان ادعا نمود كه اكثريت ايرانيان در اين گروه جاي دارند .

شخصيت هيستريونيك :

_ هسته ي قوي شخصيتي ندارند .

_رفتار پرزرق وبرق ،نمايشي و برونگرا .

_رفتار توجه طلبانه بارزي نشان مي دهند .

_اگر كانون توجه قرار نگيرند ، ممكن است كج خلقي ، گريه زاري راه انداخته

 و ديگران را متهم نمايند .

_از نظر ظاهر و رفتار به طرزي نامناسب ، اغواگري جنسي دارند .

_از سكس رواني تا جسماني مي ترسند (مشكل با معاشقه،نداشتن ارگاسم،واژينيسموس) .

شخصيت بوردر لاين ::

_الگوي بي ثبات روابط بين فردي .

_رفتار تكانشي حداقل در دو زمينه كه احتمال ضرر شخصي در آن هست . مانند :

ولخرجي ،سوء مصرف دارو و بي بند وباري جنسي .

_بي ثباتي عاطفي . ( تغييرات بارز خلق از افسردگي ، اضطراب ،… 

كه چند ساعت تا چند روز دوام يابد .)

_خشم نامتناسب و عدم كنترل خشم .

_تهديدها و رفتارهاي انتهاري .

_اختلال هويت بارز و مستمر .(انتخاب شغل ،گرايش جنسي ، نوع دوستان .)

_احساس پوچي و بي حوصلگي .

_بسيار تنوع طلب .

_قدرت كنترل تكانه را ندارد .(بي ثبات ترين هستند .)

شخصيت نارسيسيستيك :

_احساس خود بزرگ بيني و بي نظير بودن .

_تحمل انتقاد را ندارند و از انتقاد خشمگين ميشوند .

_افراد جاه طلبي كه آرزوي شهرت و مكنت دارند .

_روابط بين فردي شكننده .

_زير اين پوسته ي قوي هسته ي پوكي وجود دارد .

_از ديگران پله براي نردبان قدرتش مي سازد .

_در ورزشهاي تيمي بسيار نا موفق هستند .

_در مردان باعث روابط خارج از زناشوئي مي شوند

_در سكس نارسيسيستيك ها ، حرمسرا مي خواهند .

شخصيت ضد اجتماعي :

_با اعمال جامعه ستيزانه و جنائي مشخص است . اما معادل جنايتكاري نيست .

_ظاهري عادي ،حتي فريبنده و راضي كننده .

_دروغگوئي ، فرار از منزل ، دزدي ، نزاع ، سوء مصرف دارو ، تجربه هائي است

كه از دوران كودكي گزارش شده است .

_در بازي گرفتن ديگران استادند .

_معمولا نقاب فرزانگي به چهره خود مي زنند .

_بي مبالاتي جنسي ،بدرفتاري با همسر وفرزند ورانندگي در حال مستي از

رخدادهاي معمول در زندگي اين افراد است .

_فقدان پشيماني و عبرت نگرفتن از نتايج اعمال .

 

توجه : مرز تشخيص ، بين شخصيتهاي بوردر لان ، آنتي سوشال ، بسيار

ظريف است . اما درمان هر دو مورد يكي ميباشد .

اصولا هر دو به درمان سخت جواب ميدهند.( البته سخت براي روان شناسان.)

بوردرها به سافت بايو پولار ها هم شبيخه هستند.    

 

 

اين مطلب ادامه دارد.......

 

|+| نوشته شده توسط مرجان افشار در سه شنبه بیست و سوم مهر 1387  |
 زنده بودن يا زندگي كردن

 

 زندگي كردن به معناي پير شدن نيست، بلكه رشد كردن است.

پير شدن ، زندگي كردن نيست ، بلكه مرگ تدريجي گهواره تا گور است.

مرگي كه شايد هفتاد سال طول بكشد !

براي فرايند رشد كردن كافيست به يك درخت نگاه كنيد. هر چه  درخت بيشتر رشد مي كند،

ريشه هايش بيشتر در عمق زمين فرو مي رود. رشد كردن، يعني در عمق وجودت فرو روي.

جائي كه ريشه هايت وجود دارند.

خيلي جالب است، به نظر من آدمهائي كه هنوز خودشان را نشناخته اند، مي خواهند

براي خود كسي باشند. هنوز از وجود خود بيگانه اند ولي هدفشان كسي شدن است!!!!

(( شدن )) نوعي بيماري است كه روح را مي آزاراند. مهم درك بودن است.

هسته ي وجودي خويش را كشف كردن، شروع زندگي است. بعد از اين است كه هر

لحظه زندگي با كشفي جديد همراه است، و هر لحظه شادي را برايت به ارمغان مي آورند

و درست در همين هنگام است كه احساسي كه تا به حال تجربه نكرده اي: حساسيتي نو

برايت به ارمغان مي آورد و عشقي نو دوباره در وجودت مي رويد. به راستي چند نفر از ما،

آغاز را تجربه كرده ايم!

من با تمام وجود مي توانم اعتراف كنم كه شاهد اين بلوغ  و رسش و اين شروع دوباره،

از جانب خود بوده ام. اما حتي عشق به زندگي و زندگي كردن نيز دردناك است.

آري من دردي را براي زندگي كردن تجربه كرده ام كه لذت رسيدن به عشق را برايم گوارا تر كرد.

گذشتن از مراحلي كه برايم خالي از زجر نبود ولي براي رسيدن به هدفم متحمل آن شدم و

با تك تك سلولهاي بدنم درد را به جان خريدم، تا الان بتوانم به همان اندازه از قدم برداشتن

در راه اهدافم ، و در گذر از مراحل سخت زندگيم به همان اندازه كه سختي كشيدم،

حال با عشق و لذت به گذشته ام نگاه كنم و حتي از ديدن دردها وسختيها و خودكاويها و

خودسازيهايم باز به گذشته بنگرم ، تا هم مجبور به تحمل اشتباهات گذشته نباشم و هم،

به ثمر رسيدن آن همه سختي را شاهد باشم و به قول سعدي كه مي گويد:

همه از دست غير ناله كنند، سعدي از دست خويشتن فرياد.

اندوه ، زيبائي خاص خود را دارد . در اندوه غرق نشويد ، زيرا كه اندوه زيبائي خاص خود را

دارد و بايد از آن لذت برد .من منكر شادي نمي شوم ولي هيچ گاه نمي تواني مانند

زماني كه غمگيني، عميق شوي. اندوه عمق دارد .در حالي كه شادي سطحي است.

غم داراي سكوتي خاص است كه ما را تا خيلي جاها مي تواند ببرد. شايد من خودم به

دليل شخصيتي كه دارم، كمتر مي توانستم سكوت كنم  و در خود  فرو رفته شوم.

اما بعد از اولين تجربه ي خودم كه در نتيجه ي خودكاوي و جستجوي ناخودآگاهم، مجبور

به مرور و  شخم زدن هاي مكرر گذشته، شدم  ، پي به ژرفا و راز اين سكوت و غم بردم .

سكوت و غمي كه برايم شادي را به ارمغان آورد و حتي دو قطب زندگي را نشان داد.

(شادي و اندوه ، لذت و رنج)

اگر غمگين هستيد، اندوه خود را جشن بگيريد. آنگاه خواهي ديد، اندوه همچو گلي زيبا،

شكوفا خواهد شد و در اينجاست كه فاصله اي بين تو و اندوه به وجود مي آيد.

آيا تا به حال آواز فاخته را شنيده ايد ؟ آواز فاخته در ابتدا بار غم دارد، ولي به تدريج

آكنده از شادي مي شود . زمانيكه معشوق پاسخ دهد همه چيز تغيير مي كند.

چيزي براي باختن وجود ندارد ، ولي بعضي از مردم با اينكه مي دانند چيزي براي

از دست دادن وجود ندارد ، حتي زحمت امتحان كردنش را هم به خود نمي دهند.

هدف از گفتن همه ي اينها نه دور ريختن وسائل منزل بود و نه تزريق تنهائي و

افسردگي و در خود فرورفتن ، بلكه خواستم ياد آور شوم كه ، بلند شو ، از همين حالا،

 قدري تامل كن ، خواهي ديد كه خداوند زودتر دست به كار شده است.

به دنبال هدفي در زندگيت برو . زنده نباش ،زندگي كن و از زنده بودنت لذت ببر .

براي روحت نيز مانند جسمت ارزش قائل شو ، همانطور كه با شاديهايش ، شاد مي شوي،

كمك كن تا غمها ، دردها و خلع هايش را نيز بشناسد و تجربه كند . براي كامل شدن هيچ وقت

دير نيست ولي  براي خودشناسي و خودسازي زياد فرصت نداريم چرا كه راه بسي سخت است

و دشوار . و به قول يكي از بزرگترين اساتيد روانپزشكي : اگر تمام سعي و تلاش خود را

براي عوض شدن و اصلاح خود بكنيم و از روانشناسي و روانپزشكي و شناخت درماني،

 در كنارهمه ي اينها از دارو درماني هم كمك بگيريم ، باز هم شايد بيش از 15 درصد از

شخصيت خود را هم نتوانيم تغييردهيم !

به قول فرزانه اي : امروز، فردائي ست كه نگرانش بودي ! و بايد شجاعانه قدم در راه گذاشت  زيرا،

 بزرگترين كارها با كوچكترين گامها شروع شده و سخت ترين گام ، اولين گام است.

همه مي گويند : شجاعت يعني ، نترس ! ولي ما بر اين باوريم كه شجاعت يعني:

بترس ، بلرز ، ولي قدمي پيش بگذار!  به عبارتي ترس را احساس كن و با وجود آن اقدام كن!

منظور  كه داشتن آمال و آرزو اولين گام است به سوي اهداف خويش در زندگي،

زيرا يكي از نيمه هاي گمشدهِ ي ما همان ، آرمان و آرزوي ماست!

مقصد كه همان نيمه ي گمشده ي ماست، برايمان شفاف، مشخص و روشن است و آرزوها

كه حكم مسير را برايمان دارند، در پيش رويمان جاري اند، اما اشتباه نكنيم، مسير را با مقصد!

باور كن ! اگر از زندگي چيزي نخواهي ، چيزي بدست نخواهي آورد !

 

|+| نوشته شده توسط مرجان افشار در سه شنبه بیست و سوم مهر 1387  |
 براي داشتن فرزندان خوب به آنها عشق بورزيد

يكي از مهمترين نكاتي كه در جهت رشد و پرورش فرزندانمان بايد بدانيم و گام برداريم،

چگونه عشق  در محبت خود را نشان دهيم بدون اينكه تبديل به وسيله‌اي در جهت

اهداف غير معقول آنان شويم.                                                          

عشق و محبت، به عشق و محبت متقابل مي انجامد و كودكاني كه با عشق پرورش مي‌يابند،

سالمتر و باهوشتر از ديگر همسالان خود خواهند بود . آنان كودكان خود رابيشتر دوست

خواهند داشت و به پدر و مادر خود احترام و علاقه بيشتري نشان خواهند داد.

براي اين كودكان قوانين اجتماعي، محترم بوده و رعايت حقوق ديگران را،

رعايت حق خود مي‌دانند، زيرا خود را جزئي از يك نظام واحد دانسته و احساس

طرد شدگي و فرومايگي بر اثر كمبود محبت در درونشان نهادينه نشده است،

آنان در مقايسه با ديگران قابل اعتمادتر بوده و در سنين مختلف كمتر دچار

خطا و لغزش خواهند شد.

 

مادري كه در اثر عشق و محبت از فرزندش بيشتر سوال مي‌كند در واقع او را به

فكر كردن تشويق مي‌كند، و كودكي كه فكر كردن را مي‌آموزد به دنبال پاسخ رفته

و دانش خود را افزايش مي‌دهد، بنابراين او مادري است كه به جاي امر و نهي كردن

از استدلال براي جلب همكاري همسر خود استفاده مي كند و بدين ترتيب مادري

است كه در جهت تعالي و تكامل اخلاقي فرزندش قدم برمي دارد.

پس براي فرزند خود، وقت خود را صرف كنيد نه فقط پول خود را، گاهي براي ما

آسان تر است كه كاري را يا خودمان انجام دهيم و يا از ديگران بخواهيم برايمان انجام دهند،

در اينصورت هزينه‌اي  مي‌پردازيم، بدون اينكه وقتمان درگير فرزندمان باشد، ولي اين نكته را

در نظر بگيريد كه در گير شدن با فرزند، يعني صرف وقت با او و فرصت دادن به او براي يادگيري،

اگر اين فرصت را از او بگيريد مطمئن باشيد هرگز هيچ چيز نخواهد آموخت و هميشه از ديگران

انتظار همكاري و همراهي دارد، با اين اهداف اميد است در اجتماع كمتر شاهد بزرگسالاني

باشيم كه همواره از همه كس طلبكارند و اين يادگيري ميسر نمي شود مگر با صرف وقت و

محبت شما.

اگر در خانه كودكي داريد، صرف نظر از اينكه در چه سن و مرحله اي است،

از همين امروز آغاز كنيد.

اوقات خود را با او بگذرانيد، اگر در دوران شير خوارگي است، هنگامي كه او را شير مي‌دهيد،

محكم او را در آغوش بگيريد و به چشمانش نگاه كنيد، او را با محبت  نوازش كنيد،

او توجه شما را مي‌خواهد، تحقيقات نشان داده اغلب ناهنجاري‌هاي رفتاري كودكان

ريشه در كمبود و نياز به توجه و محبت پدر و مادرشان دارند، او به مشكلات شما،

صورت حسابهاي پرداخت نشده، اخبار بد و خوب روزنامه ها و خستگي شما

اهميتي نمي دهد. او عشق شما را مي خواهد و آن را در اعماق نگاهتان جستجو مي كند،

هنگاميكه عشق شما را احساس كند، شما سلامتي و كاميابي او را تا آخر عمر بيمه كرده‌ايد.

هنگاميكه كودك از محبت شما به خود اطمينان دارد، هرگز به دنبال راههاي ديگر جلب

توجه نخواهد بود، در واقع هنگاميكه خيالش راحت باشد كه شما در هر حال با او هستيد،

شايد كمتر سراغتان بيايد، براي انجام كارهايش نيز به شما نياز ندارد، چون شما به موقع

با صرف وقت به او آموزش لازم را داده ايد و در نهايت شما بيشتر از كسانيكه از كودكان

خود فراري اند مجال نفس كشيدن خواهيد داشت.

فراموش نكنيم كه رشد و تربيت اخلاقي فرايندي تدريجي و مرحله اي ست و اين را نيز

بدانيد كه متاسفانه راه رفته قابل برگشت نمي‌باشد. البته اين بدان معنا نيست كه اگر

تا كنون اشتباه كرده‌ايم، فرزند خود را رها كرده و از او نا اميد شويم، بلكه براي نثار

عشق و محبت به فرزندانمان هرگز دير نيست.

 

|+| نوشته شده توسط مرجان افشار در یکشنبه چهاردهم مهر 1387  |
 ترس در كودكان

 

كودك ناتوان به دنيا مي آيد و از توان مادر استفاده مي كند تا بتواند ادامه حيات دهد.

حال اين اضطراب در دل كودك شكل مي گيرد كه: اگر اين مراقبت كننده، دست از

مراقبتم بردارد، مي تواند مرا از ادامه حيات باز دارد و من خواهم مرد!

 

اين نگرش كودك به مادر، زمينه ترس ناخود آگاه مردان از زنان را شكل مي دهد.

از طرفي ترس از كسي يا چيزي، خصومت را در پس خود به ميدان خواهد آورد.

 

در اينجا خصومت پنهان مرد، از اينكه اگر اين عامل متخاصم، يعني زن، قدرت بگيرد،

مي تواند وي را نابود سازد و پيغام (( تو بدي )) را به وي بدهد. و اين باعث مي شود

تا مرد احساس نا امني كرده و براي امن شدن خود از مكانيزم كنترل استفاده كند

و در نهايت او را سركوب كرده.

 

بي ارزش جلوه دادن ترس در ابتدا در دختر بچه  و پسر بچه يكسان است،

اما چون دختر با مادر همانند سازي مي كند و خودش را منبعي از آفرينش مي بيند،

اين ترس در او از ميان رفته ولي در مردها باقي مي ماند.

 

مي توان از اين رابطه نتيجه گرفت كه وقتي مرد به زن احترام بيشتري مي گذارد و

ارزش و اعتبار زن را مي پذيرد، بدان مفهوم است كه ترس ناخود آگاهش از زن

كاهش يافته و خصومتي در او شكل نگرفته تا در پي آن زن را بي ارزش بپندارد.

پس مي بينيم در اينجا اعتماد به نفس و ترس رابطه اي معكوس دارند.

 

اصولا ما انسانها براي بقاء خود نيازمند امنيتيم. اين امنيت را در كودكي از سرويس

گرفتن ( حمايت ) و در بزرگسالي از توليد قدرت بدست مي آوريم .

مادر كه همان زن بزرگسال است، براي بدست آوردن امنيت خود نيازمند قدرت است

و چون براي خود نقشي جز والد مراقبت كننده نمي يابد، از تنها منبع دراختيارش كه

اجتماع هم آنرا موجه مي داند، يعني كنترل بيش از حد بچه هاي خود، تامين خواهد كرد.

اين كنترل بيش از اندازه عواقبي را در پي خواهد داشت: پسرها از يك طرف  baby ( كودك روان )

و از طرف ديگر فرد ساديستيك sadistic خودشيفته پرورش داده مي شوند و جالب اينجاست كه

بخش baby مرد همان بخشي است كه ترس از روان زن دارد و بخش sadistic همان بخشي

است كه زن را تحقير و او را جنس دوم مي خواند !!!!!

|+| نوشته شده توسط مرجان افشار در شنبه سیزدهم مهر 1387  |
 به نام ايزد دانا
دوست ما را و همه نعمت فردوس شما را .     ( سعدي )

دوستان عزيزم ، ميدانم كه نبايد اين همه فاصله بين ما مي افتاد، مرا ببخشيد، قول ميدم

جبران كنم و در اولين فرصت سفر نامه را هم تقديم كنم.

بهتره يك ياد آوري كوتاهي داشته باشيم بر موضوعات قبلي :

هدف اصلي در مقام يك والد چيست؟

اينكه راهي بيابيم كه كمك كند. فرزندانمان را راسخ و انسان بار بياوريم.

به بچه ها بياموزيم چگونه يك انسان باشد. انساني كه بتواند در زندگي با قدرت و شان انسان

حركت كند.

در واقع در سطحي عميق تر به كودك مي گوئيم :

    _تو را در مقام كسي كه قادر است خودش را اداره كند مي بينم.

    _در گرفتاريها،يكديگر را سرزنش نمي كنيم.

    _ در گرفتاريها، فكرمان را روي چاره متمركز مي كنيم .

    _ در گرفتاريها،دست ياري به سوي هم دراز كنيم .

  به خاطر داشته باشيم : شيوه اي كه براي تربيت كودك به كار مي بريم تعيين كننده ي

شخصيت بعدي اوست .
كودك نوپا: ( هجده ما هگي تا سه  سالگي. )

هنگامي كه كودك راه رفتن را آغاز مي كند، بدون وقفه وخستگي به همه جا سرك خواهد كشيد.

از نظر او اشيا وسيله اي براي بازي و تفريح هستند و از خرد يا تكه تكه كردن آن ها هم هيچ ابايي

نخواهد داشت . البته هنوز هم مهارتهاي جسماني ،ذهني و اجتماعي كافي ندارد .

گاهي هجده ماهگي تا سه سالگي دوره ي خوبي براي شما و كودكتان مي باشد و

گاهي هم بر عكس زيرا براي اولين بار در اين دوره است كه شما با نحسي او مواجه مي شويد .

بعد از هجده ماهگي ،كودك بلافاصله متوجه مي شود كه در اين دنياي شگفت انگيز هر كاري به

دلخواه او پيش نمي رود و نمي تواند به تمامي خواسته هايش برسد.بنابراين اگرچه كودك نوپايتان

 به سختي تلاش مي كند تا مستقل باشد ،ولي به شدت به شما وابسته است.

دوره ي نوپائي شامل دو مرحله است :

 _ مرحله اول : بچه كنترلي بر خواسته هاي ناگهاني خود ندارد، واغلب از ناتوانيهاي خود در انجام

خواسته هايش سرخورده ميشود.

_مرحله دوم : كه در انتهاي مرحله اول، سه سالگي يا كمي بعد از آن ، كودكتان به اندازه ي كافي

رشد كرده است كه از وي انتظار داشته باشيد تا حدي ،البته نه خيلي زياد، بر رفتارش كنترل داشته باشد.

خصوصيات كودك نوپا :

_ نمي توانند تصميم گيري و ارزيابي كند، هيچ تصوري هم از احتمال وجود خطر يا وقوع اتفاق نا گوار  را ندارد.

_ بر خود و رفتارشان تسلط و كنترل كافي ندارند .

_ داراي حافظه ي محدودي هستند .

 _ معناي وعده و قول را متوجه نمي شوند .

 _ نمي توانند از بين چند گزينه يكي را انتخاب كنند ، آ نها معني يا اين يا آن را درك نمي كنند .

_ از درك تاثير كارهايشان بر احسا س هاي اطرافيان خود عاجزند . معناي نوبت را هم نمي فهمند.

_ نسبت به تمام اشياء احساس مالكيت مي كنند .

_ علا قه ي آنان به توجه و محبت شما بي انتهاست .

 

تعيين حد و حدود و خط قرمزها :

استدلال ،خواهش ، تمنا ، بحث و حتي التماس و تهديد بر كودك نوپا بي تاثير است .

سعي كنيد ، حد و حدودها را قاطعانه و عادلانه تعيين كرده و نظم مشخصي را برقرار سازيد .

كودك از انجام هيچ كاري براي بهم ريختن يا تغيير نظم و قانون شما- براي رسيدن به خواسته هايش ،

كوتاهي نخواهد كرد .

ثبات قدم و استمرار يكي از مهمترين نكات در تربيت كودكان نوپاست .

كودك نوپاي شما به خوبي مي داند چگونه بايد تفرقه بيندازد و حكومت كند .

نحسي:

وقتي كودك نوپا با وا قعيت دنياي بيرون مواجه مي شود ، كه هميشه به خواسته هايش

پاسخ مثبت داده نمي شود و شرايط به دلخواه او تغيير نمي كند ، شروع به نحسي مي نمايد .

علت اصلي نحسي ، نوعي احساس درماندگي ناشي از عدم توانائي كافي براي انجام امور

مربوط به خودش ، شرايطي كه مربوط به خودش ، شرايطي كه مطابق ميلش نيست و يا به

طور كلي ، كاهش تحمل عاطفي وي است .

نحسي بخشي از فرايند يادگيري كودك محسوب مي شود .

وقتي كودك شما نحسي مي كند بايد :

_ ابتدا مطمئن گرديد كه كودكتان به خودش ، ديگران ، واثاثيه ي منزل آسيبي وارد نمي كند .

_ براي استدلال و توضيح، وقت خودرا تلف نكنيد .

_ وقتي مطمئن شديد كودك به خود و محيط آسيبي وارد نمي كند ، از اتاق خارج شويد .

آموزش توالت رفتن :

مهمترين نكته در آموزش توات رفتن كودكان اين است كه اين كار را در زمان مناسبي آغاز كنيد،

زيرا اگر اين آموزش را زودتر شروع نمائيد ، به طور حتم بعدها دچار مشكل خواهيد شد .

آموزش توالت رفتن به هيچ وجه نبايد قبل از دو تا دو و نيم سالگي آغاز گردد . زيرا تا هجده ماهگي

بچه هيچ كنترلي بر مثانه و روده ي خود ندارد . پس از دو سالگي آموزش توالت رفتن را آغاز نمائيد

زيرا او به آساني توالت رفتن را ياد مي گيرد .

مي توانيد توالت رفتن را به صورت بازي هم انجام دهيد، كه در اين صورت كارشما هم راحت تر

مي شود . در ضمن هيچ گاه به زور به كودك اصرار نكنيد براي نشستن بر روي لگن ، بلكه

مي توانيد به او بگوئيد (( اگر نمي آد پاشو بريم . )) و اگر موفق شد ، حتما او را تشويق كنيد .

يكي از مهمترين نكاتي كه والدين بايد توجه داشته باشند اين است كه در بسياري از موارد كودك از

توالت كردن در زمان و مكاني كه والدين انتظار انرا ندارند ، لذت ميبرد و اين در واقع نوعي مخالفت

با والد است . كه در نهايت كودك در زمان مناسب براي دفع مدفوع ، اجتناب ميكند و مدفوع خود

را نگه و در زماني از نظر خود او مناسب است اقدام به تخليه ي روده ميكند كه اين حركت براي

كودك توام با كسب لذت و آرامش است كه مشكلات ديگري را براي كودكان از لحاظ رواني در

بزرگسالي به همراه خواهد داشت . و اين حركت را نوعي لجبازي مي توان به حساب آورد .

 اين مطلب ادامه دارد…..

|+| نوشته شده توسط مرجان افشار در یکشنبه هفتم مهر 1387  |
 
 
بالا