
اين مطالب خصوصيات فرد شايعي است كه در يك فرد رشد نيافته (به لحاظ رواني ) ديده مي شود .اين 35 آيتم در يك كودك كاملا نرمال است . هر انساني از اين مراحل عبور خواهد كرد و در اثر تربيت صحيح آنها را پشت سر خواهد گذاشت . اما بدليل نا آگاهي پدر و مادر از مراحل رشد رواني صحيح ، بسياري از كودكان آسيب مي بينند و در يكي از اين مراحل تثبيت مي شوند و عبور نمي كنند.
نتيجه : ما انساني مي شويم از لحاظ فيزيولوژيك 30-20 ساله ولي به لحاظ رواني 3-2 يا 5 ساله.
اگر چند مشخصه را در خود يافتيد ، پي ميبريد كه مشخصه هاي ديگر هم در شما وجود دارد كه شايد قادر به شناخت آنها نيستيد .
1- فردي وابسته كه بيشتر در روابط چسبيده وارد مي شود .
2-عزت نفس ( احترام به خود ) واقعي ندارد .
3- با ميخواهم هاي خود ( در حيطه عاطفه ،غريزه،وخواسته ها) در مقابل بايدها و اصول اجتماعي و وجداني زندگي مي كنند .
4-در روابط خود دهنده نيست و صرفا دريافت كننده است .
5- مرز رابطه ها را مشخص نمي كند و بهمين دليل ديگران به او اعتماد نمي كنند يا اعتمادشان را از او باز پس مي گيرند .
6- در بيشتر موارد نيازمند كسي است كه او را حمايت كند . ( والد حمايتگر )
7-كنترلي بر تكانه هاي احساسي خود ندارد، به طوري كه اين تكانه ها او را به اعمال خلاف واقعيت و منطق هدايت مي كنند .
8-عواطف و تكانه هاي احساسي ، جلوي واقعيت سنجي (من) او را مي گيرد .
9-جسارت تجزيه كردن ندارد.ترسوست و ميل به گاهواره دارد .
10-ترسهاي ذهني زيادي از جمله : ترس از اشتباه ، شكست ،قضاوت ديگران ، موردپرخاش واقع شدن ، ترد شدن و ترك شدن دارد .
11-تحمل ناكامي ندارد و زود احساس شكست مي كند و دچار نا اميدي ، بي انگيزگي و ا فسردگي مي شود .
12- به جاي واقعيت ، با فانتزي ها ي خودش زندگي مي كند . چون توانائي روياروئي و اداره كردن واقعيتها در خودش را نمي بيند .
13- در مقابل ناكاميهاي زندگي كه اغلب آنها را شكست تلقي مي كند ، وجدان اخلاقي اش دچار واپس روي شده و مي تواند بزهكار شود .
14- هميشه نيازمند قهرمان و اسطوره است تا به آن متصل شود .
15- قهرمان ذهني او تا زماني كامل و بي نقص است ، در اوج قرار دارد و به محض ديدن كوچكترين نقصي ، او را بي ارزش مي پندارد .
16- تصويري كه از خود در ذهن دارد با خودشيفتگي ست يا بي ارزش و حقارت ، يعني تصوير واقعي خود را نمي بيند .
17- طيف نمي شناسد ، همه پديده ها و واقعيتها يا سفيد هستند يا سياه ، يا بد هستند يا خوب و حد واسطي ندارند .
18- توانائي همدلي كردن با ديگران را ندارد و نمي تواند خود را در مو قعيت عاطفي ديگران قرار داده و آنها را درك نمايد .
19- نمي تواند به ديگران گوش كند و اغلب در پي گفتن است .
20 – قادر به فكر منطقي و سيستماتيك نيست و بيشتر از روي عاطفه تصميم مي گيرد و بعد براي
21- بيشتر قضاوتها در روابطش در مورد انسانهاي ديگر ، فرافكني احساسات خود آگاه و نا خودآگاهش مي باشد .
22- مسئوليت اعمال خود را نمي پذيرد و ترس شديد از پذيرش مسئوليت دارد .
23- در قبال خود و ديگران نمي تواند تعهدي بپذيرد .
24- نظم ، استمرار و تداوم در كارهايش وجود ندارد . كاري را با انگيزه آغاز مي كند ولي قادر به ادامه آن نيست ، چون انگيزه بيشتر در حيطه عاطفه قرار مي گيرد .
25-شادي كودكانه را بر رضايت بالغانه ترجيه مي دهد .
26- انجام تمايلات غريزي و عاطفي خود را نمي تواند به تعويق بيندازد و يا از آن چشم پوشي نمايد .
27 – اغلب مشكلات و بحرانهاي زندگي خود را بيرون خودش جستجو مي كند و به موقعيتهاي بيرون از خودش نسبت ميدهد و در حقيقت خود را عاري از هر عيب و نقصي مي پندارد .
28 – به همين دليل به جهان پيرامون خود بدبين است و فكر مي كند ديگران مي خواهند دائما به او آسيب برسانند .
29 – فاقد مهارتهاي لازم جهت برقراري ارتباطات اجتماعي است .
30- يا در حسرت و خشم گذشته به سر مي برد ، يا نسبت به آينده نگران و نا اميد است و به طور كلي از زمان حال لذت نمي برد .
31 – نيازمند گرفتن امنيت از ديگران است و خود نمي تواند با توليد امنيت در ديگران قدرت بگيرد .
32 – قادر به استفاده از مكانيزم دفاعي گذت و ايثار نيست و نمي تواند ديگران را ببخشد .
33- احساسات رشد يافته همانند شرم و گناه در او كم است ولي احساسات رشد نيافته مانند خشم وخودخواهي در او زياد است .
34- ميل به رشد معنوي در او كم است و عامل حركت در او بيشتر انگيزه هاي غريزي و عاطفي او هستند .
35- توانائي عشق ورزيدن ندارد و به جاي اين مهارت ، رابطه سلطه و زير سلطه را جايگزين مي نمايد .
برگرفته از سايت دكتر حسام فيروزي ( خود شيفتگي و ما ايرانيان ) .
|
+| نوشته شده توسط
مرجان افشار در یکشنبه بیست و نهم دی 1387
|